|
نگاهی گذرا به دین، فرهنگ، هنر و جامعه
|
روایت روزمرگی کار ساده ای نیست. خلق یک فیلم آن هم با موضوع روزمرگی که نباید مثل خود آن ملال آور باشد. همه چیز باید واقعی باشد. قرار نیست از هیچ جلوه ویژه ای استفاده شود. هیچ بازیگر چهره ای در فیلم بازی نخواهد کرد. همه چیز قرار است همانی باشد که هست! و "به همین سادگی" دقیقا چنین فیلمی است. یک روایت بی نظیر از زندگی. آقای میرکریمی، اگر چه در ظاهر به همین سادگی دارای ویژگی های یک فیلم معمولی است و هیچ حادثه ای در آن رخ نمی دهد، اما آن چه که آن را برجسته کرده دقت در جزئیات است و در واقع همین ریزه کاری ها است که باعث می شود به همین سادگی را شایسته عنوان "فیلم تحسین شده سال" بدانیم.
دوربین روی دست که معمولا در فیلم های دیگر بک نقص به شمار می رود به یکی از محاسن و نقاط قوت فیلم شما تبدیل شده. بازی بازیگران خردسال به همین سادگی واقعا خوب است و به دل می نشیند. هنگامه قاضیانی، بدون اغراق سزاوار دریافت سیمرغ بود. به همین سادگی نه تنها بوی سینما می دهد بلکه روایتی واقعی از تهران دهه 80 نیز هست. زندگی ایرانی به خوبی در به همین سادگی نمایش داده می شود. صمیمانه به شما تبریک و خسته نباشد می گویم جناب میرکریمی.
بی صبرانه در انتظار اثر بعدی کارگردانی هستم که در کارنامه او عنوان فیلمی چون "زیر نور ماه" به چشم می خورد، "خیلی دور، خیلی نزدیک" را کارگردانی می کند و "به همین سادگی" را می سازد و به همین سادگی هم می سازد!!
الان که می خواهم چند سطری این جا بنویسم ساعت شش و نیم صیح است و کم تر از یک ساعت است که از اصفهان به خانه رسیده ام و بعد از دو ماه است که به اینترنت دسترسی پیدا می کنم! علت غیبت دو ماهه را فهمیدید؟
فروردین چند مناسبت داشت که خیلی دلم می خواست درباره آن ها بنویسم اما دست تقدیر چنین بود که اسفند ما به یک باره اردیبهشت شود، آن هم بیستم اردیبهشت!! اردیبهشت ها را گذاشته ام برای فکر کردن به این موضوع که چرا روایت هایی که از زندگی می شود این قدر متفاوت است؟ فعلا با اجازه...