|
نگاهی گذرا به دین، فرهنگ، هنر و جامعه
|
متن زیر که درباره "گرایش مردم به رسانههای خارجی و تاثیر آن بر جامعه" است را برای سایت موج چهارم نوشتم و حالا به دلیل رکود و کسادی وبلاگ زمانه (!) آن را روی وبلاگ هم قرار میدهم. متن را در اینجا هم میتوانید بخوانید.
وقتی همه خوابیم!
چندان فرقی نمیکند که در کجا زندگی میکنید، تنها کافی است به پشتبام خانه خود بروید و از آنجا نگاهی به پشتبامهای اطراف بیندازید تا متوجه تعداد زیادی از آنتنهای ماهواره بر روی آنها شوید که بیانگر نفوذ ماهوارهها به داخل خانوادههای ایرانی است.
احتمالا برای شما هم پیش آمده که در جمعی حضور پیدا کرده باشید که درباره برنامهای که شب گذشته از طریق ماهواره تماشا کردهاند صحبت میکنند و این سوال برایتان بهوجود آمده باشد که علت روی آوردن مردم به ماهوارهها در چیست؟ و یا چه تفاوتی میان برنامههایی که در خارج از کشور تولید و از طریق ماهوارهها پخش میشوند با برنامههایی که در داخل کشور و توسط سازمان صدا و سیما تولید و پخش میشوند، وجود دارد؟ و اصلا چرا باید رسانههای خارجی دست به تولید برنامه و تاسیس شبکههای فارسی زبان بزنند؟
و باز احتمالا برای شما هم پیش آمده است که خسته از یک روز کاری برای گذراندن اوقات فراغت خود در مقابل تلویزیون نشسته باشید و بعد از چند بارعوض کردن کانالهای آن، چیز دلچسبی نصیبتان نشده باشد و با بیحوصلگی کنترل تلویزیون را به گوشهای پرت کرده باشید.
فکر میکنم کلید حل این معما همینجا باشد. علت اصلی روی آوردن مردم یک کشور به شبکههای ماهوارهای خارجی را باید در عدم توفیق رسانه محلی در جلب رضایت و اعتماد مخاطبانش جستجو کرد. عاملی که موجب ریزش بخش قابل توجهی از مخاطبان و روی آوردن آنها به شبکههای خارجی میشود، مسئله عدم اغنای مخاطب و نداشتن جذابیت کافی است.
وقتی رسانههای داخلی و در صدر آنها تلویزیون نتوانند پاسخگوی نیاز و سلیقه مخاطبان خود باشند و در سنجش نیاز مخاطبان خود غفلت کنند و برنامههای تولیدی آنها متناسب با شرایط روز جامعه و سلیقه مخاطب نباشد، روی آوردن به تلویزیونهای خارجی که عمدتا از غولهای رسانهای دنیا نیز محسوب میشوند، امری طبیعی و غیر قابل انکار است. اگرچه کشور ایران در ساخت سریالها و فیلمهای سینمایی و تولیدات تلویزیونی، مقام خوبی در دنیا دارد اما واقعیت آن است که تعداد سریالها و فیلمهای ارزشمند و قابل تامل که صفت ماندگاری نیز به خود بگیرد، آن قدر پایین است که شاید در طول یک سال، تعداد انگشتشماری از آنها نمره قبولی بگیرند.
دنیای امروز را عصر ارتباطات لقب دادهاند و همه قدرتها در صدد تسخیر افکار عمومی هستند. رسانهها و به خصوص تلویزیون تاثیر عمیقی بر زندگی ما دارند. امروزه وظیفه رسانه تنها سرگرمی نیست و بسیاری از افکار ما از طریق رسانهها ساخته میشوند و شکل میگیرند. در بیشتر پژوهشهایی که در رابطه با تلویزیون صورت میگیرد، بر روی سه موضوع بیشتر از موارد دیگر تاکید میشود: تاثیر تلویزیون بر روی رفتار کودکان، تاثیر پخش اخبار بر روی جامعه و نقش تلویزیون بر ایجاد نگرشهای سیاسی مردم.
تاکید بر روی این سه نکته به خوبی به نقش تلویزیون بر شکلدهی افکار و رفتار ما اشاره میکند و آنچه که مشخص است، امروزه با گسترش وسائل ارتباط جمعی، انتقال فرهنگ از طریق رسانهها صورت می گیرد. گسترش شبکههای فارسی زبان مانند "شبکههای لوسآنجلسی"، "صدای آمریکا" و "بیبیسی فارسی" این نکته را یادآور میشود که قدرتهای دنیا اینبار با هجمه قویتری فرهنگ کشور ایران را نشانه گرفتهاند.
آنتونی گیدنز، جامعهشناس مشهور انگلیسی در کتاب "جامعهشناسی" می نویسد: "موقعیت برتر کشورهای صنعتی و بیش از همه ایالات متحده آمریکا در تولید و گسترش رسانهها، سبب شده است که بسیاری از محققان از امپریالیسم رسانهای سخن بگویند. گفته میشود که یک امپراتوری فرهنگی ایجاد شده است. اعتقاد بر این است که کشورهای جهان سوم به ویژه در برابر آن آسیب پذیرند، زیرا منابع لازم را برای حفظ استقلال فرهنگی خود در اختیار ندارند."
او در ادامه می نویسد: "صادرات تلویزیونی آمریکا، همراه با آگهیهای تجاری تبلیغاتی، فرهنگی تجاری را انتشار میدهد که شکلهای محلی بیان فرهنگی را تباه می کند."
در علم ارتباطات، تقریبا این اتفاق نظر وجود دارد که اولین وظیفه رسانه، آموزش و آخرین وظیفه آن سرگرمی است و رسانهها که عمدتا در اختیار گروههای مسلط در جامعه هستند به انعکاس شیوه نگرش آنها میپردازند. احتمالا شما نیز این جمله را شنیدهاید که بزرگترین دانشگاه، صدا و سیماست. حال اگر در این دانشگاه، مسئله آموزش جدی گرفته نشود، غولهای رسانهای دنیا، با راهاندازی شبکههای فارسی زبان و تولید برنامه برای تمام گروههای سنی و به خصوص کودکان، به انتقال فرهنگ خواهند پرداخت. گیدنز در بخش دیگری از کتابش می نویسد: "تاثیر فزاینده تلویزیون شاید مهمترین تحول در وسائل ارتباط همگانی در سی یا چهل سال گذشته باشد. اگر روندهای جاری در تماشای تلویزیون ادامه یابند، به طور متوسط کودکی که امروز متولد میشود تا سن هجده سالگی وقت خود را بیش از هر فعالیت دیگری غیر از خوابیدن، صرف تماشای تلویزیون خواهد کرد."
تیر خلاص به فرهنگ هر کشور زمانی شلیک میشود که تولیدات رسانههای بیگانه با فرهنگ آن کشور به اتاق خواب کودکان راه پیدا کند. به نظرتان این فاجعه در حال رخ دادن نیست؟