تبليغاتX
:: زمانه ::
نگاهی گذرا به دین، فرهنگ، هنر و جامعه

بدون شک بعضی از اتفاق‏ها در تاریخ، تاثیرگذاری زیادی دارند و تاثیرشان تا مدت‏ها به قوت بر جامعه وجود دارد و مبدا خیلی چیزها می‏شوند. مثل انقلاب اسلامی که مبدا بزرگی در تاریخ ایران شد و خیلی چیزها به قبل از انقلاب و بعد از انقلاب تقسیم شد. یکی از این اتفاق‏های مهم و تاثیرگذار تاریخی، انتخابات دهم ریاست جمهوری بود. وقایع پیش‏آمده در قبل و بعد از انتخابات باعث شد تا یک مبدا جدید در تاریخ انقلاب ایجاد شود. یکی از این تغییرات مهم، تحولاتی بود که در اردوگاه حزب‏اللهی‏ها یا اصول‏گرایان به وجود آمد و آن‏ها را به دو دسته عمده تبدیل کرد. در سطرهای بعدی سعی می‏کنم اشاره‏ای به ویژگی‏های کلی این دو دسته داشته باشم.

حزب‏اللهی‏های نوع الف:

این دسته از حزب‏اللهی‏ها همان دسته‏ای هستند که عمده مردم آن‏ها را به اسم حزب‏اللهی می‏شناسند. در این دسته همه‏جور آدمی پیدا می‏شود. از چماق‏به‏دست و تندرو تا قشر فرهیخته و دانشگاهی و اهل اندیشه و قلم. همه حزب‏اللهی‏هایی که در این دسته جای می‏گیرند به محمود احمدی‏نژاد رای داده‏اند و با این‏که تعدادشان خیلی کمتر از 24 میلیون و 527 هزار و 516 نفر است اما معتقدند که 25 میلیون نفرند. حزب‏اللهی‏های نوع الف عمدتا محمود احمدی‏نژاد را "دکتر" خطاب می‏کنند و بدون شک محمود احمدی‏نژاد آرمانی‏ترین شخصی است که می‏تواند رهبری آن‏ها را برعهده بگیرد و شخصا بعید می‏دانم که در خرداد 1392 کسی بتواند جای خالی او را برای‏شان پر کند. حزب‏اللهی نوع الف در آراء و نظرهایش از قاطعیت زیادی برخوردار است و تعدای از آن‏ها اهل برخوردهای سیاه و سفیدند.  حزب‏اللهی نوع الف به شدت هاشمی‏ستیز است و در مقابل دوم خرداد از حماسه سوم تیر و اخیرا بیست و دوم خرداد حرف می‏زند. دکتر را ناجی انقلاب اسلامی می‏داند و از این که توانسته انقلاب را از دست دین‏فروشان نجات دهد، او را می‏ستاید. حزب‏اللهی‏های نوع الف، میرحسین موسوی را مقصر اصلی حوادث پس از انتخابات می‏دانند. حزب‏اللهی نوع الف، "کیهان" را روزنامه محترمی می‏داند و به "وطن امروز" می‏بالد. خبرهایش را از رجانیوز می‏گیرد و نیم‏نگاهی هم به الف دارد و همین‏طور به خبرگزاری‏های فارس و ایرنا مراجعه می‏کند. پای صحبت‏های حسن عباسی و رحیم‏پور ازغدی می‏نشیند و به مجلس حاج منصور ارضی و سعید حدادیان می‏رود. در این دسته دانشجوها و کسانی که آرمانی‏تر فکر می‏کنند معمولا از خوانندگان مجله راه هستند و وحید جلیلی را به عنوان تئوریسین ایده‏های سیاسی و فرهنگی‏شان پذیرفته‏اند. حزب‏اللهی‏های نوع الف از دست دکتر به خاطر انتصاب "اسفندیار رحیم‏مشایی" به سمت معاون اولی و تاخیر در عزل او بعد از نامه رهبری و انتخاب او برای رئیس دفتر رئیس جمهور، حسابی عصبانی هستند.

حزب‏اللهی‏های نوع ب:

برشمردن ویژگی‏های کلی این دسته به دلیل وجود آراء و نظرات متفاوت کار سختی است. اما نقطه اشتراک‏شان این است که مخالف یا منتقد محمود احمدی‏نژاد هستند. در بین‏شان آدم تندرو و چماق‏به‏دست وجود ندارد و بیش‏تر تلاش می‏کنند خود را آدم‏هایی فرهیخته و اهل فرهنگ و اندیشه و قلم نشان بدهند. ظاهر مرتبی دارند و خیلی نشان نمی‏دهد که حزب‏اللهی هستند. ولی هستند. در انتخابات ریاست جمهوری دهم بیش‏تر به میرحسین موسوی و محسن رضایی رای داده‏اند و در بین‏شان تعداد کمی هم وجود دارد که با دلی شکسته به محمود احمدی‏نژاد رای داده‏اند و البته تعدادی نیز به یک رای سفید به نظام اسلامی اکتفا کرده‏اند. تعدادشان از حزب‏اللهی‏های نوع الف کم‏تر است اما نرخ رشد بیش‏تری نسبت به حزب‏اللهی‏های نوع الف دارند. حزب‏اللهی‏های نوع ب معمولا نه در اردوگاه خودی‏ها جای دارند و نه در اردوگاه غیرخودی‏ها و به دلیل نداشتن رهبر (منظور فردی مانند احمدی‏نژاد است) و اختلاف نظر در جزئیات، نتوانسته‏اند خود را به عنوان یک "گزینه سوم" یا "اقلیت قدرت‏مند" معرفی کنند اما در نهایت توانایی اجماع بر روی فردی مثل "قالیباف" را دارند. محمود احمدی‏نژاد را معمولا "محمود" یا "احمدی‏نژاد" خطاب می‏کنند. محافظه‏کاری یکی از ویژگی‏های حزب‏اللهی نوع ب است و عمدتا نوع نگاهش به مسائل، خاکستری است. با هیچ‏کس به صورت قاطع موافق یا مخالف نیست. در بین حزب‏اللهی‏های نوع ب دیدگاه واحدی نسبت به هاشمی وجود ندارد. برای این دسته، دوم خرداد یک نقطه سیاه و تاریک در تاریخ انقلاب نیست، اگر چه انتقادات زیادی هم نسبت به دوران موسوم به اصلاحات دارند. منتقد عمل‏کرد دوره 4 ساله دولت احمدی‏نژاد هستند. حزب‏اللهی‏های نوع ب هر دو طرف ماجرا را در حوادث پس از انتخابات مقصر می‏دانند اما نسبت به عمل‏کرد صدا و سیما، بسیج و نیروی انتظامی انتقادهایی جدی دارند. حزب‏اللهی نوع ب نسبتی میان خود و "روزنامه کیهان" و نمونه‏های مشابه نمی‏بیند و با مواضع آن‏ها اختلاف نظر اساسی دارد. حزب‏اللهی نوع ب برای آگاهی از اخبار به تابناک سر می‏زند و نیم‏نگاهی هم به الف دارد و هم‏چنین به خبرگزاری‏های مهر و ایسنا مراجعه می‏کند. در روزهای اخیر عماد افروغ و علی مطهری به مرکز ثقلی برای حزب‏اللهی‏های نوع ب تبدیل شده‏اند. جوان‏ترهای این دسته برای پی بردن به حقیقت انقلاب اسلامی، معمولا به تحقیق و تفحص در صحیفه امام و آثار و اندیشه‏های شهید مطهری و شهید بهشتی مشغولند و در میان علما و مراجع چند صباحی است که به "آیت‏الله جوادی آملی" ارادت پیدا کرده‏اند. روزنامه "تهران امروز" سابق، کم‏کم داشت جای خود را در میان این دسته باز می‏کرد که توقیف شد. اصولا اسفندیار رحیم‏مشایی برای این دسته اصلا مسئله نیست.

آینده حزب‏اللهی‏ها:

بدون تردید در اردوگاه اصول‏گرایان نیز از ابتدا اختلاف نظرهایی وجود داشته است اما حوادث پیش‏آمده در قبل و بعد از انتخابات دهم این مرزبندی‏ها را پررنگ‏تر کرد. با وجود این، پیش‏بینی آینده حزب‏اللهی‏ها اصلا کار ساده‏ای نیست و فعلا فقط باید به آینده چشم دوخت. باید صبر کرد تا ایام سرمستی حزب‏اللهی‏های نوع الف به پایان برسد و حزب‏اللهی‏های نوع ب نیز، خود را از بحران هویتی که اکنون گریبان‏گیرشان شده است، خلاص کنند و برای تردیدها و ابهاماتی که برای‏شان به‏وجود آمده پاسخ مناسبی پیدا کنند تا از این بلاتکلیفی خارج شوند. آن‏وقت باید دید حزب‏اللهی‏ها از میان تعامل و هم‏زیستی مسالمت‏آمیز و تقابل کدام را انتخاب می‏کنند؟ آینده از آن حزب‏اللهی‏هاست. فقط باید منتظر ماند و نگاه کرد!

 

بازتاب‏های این یادداشت:

آدم باشیم، حزب‏اللهی بودن پیش‏کش / حسام مطهری منش

دسته‏های بی‏دسته / محمدمهدی شیخ‏صراف + (پاسخ من)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 0:19  توسط م.زمانه  |