تبليغاتX
:: زمانه :: - فرزند خاک
نگاهی گذرا به دین، فرهنگ، هنر و جامعه

آخرین عکس ادواردو آنیلی

گاهی یک اتفاق خیلی کوچک، زمینه‌ای است برای بروز اتفاقات بزرگ‌تر که این اتفاق کوچک می‌تواند در حوزه‌ی فردی و یا اجتماعی به وقوع بپیوندد. و این انقلاب‌ها چه در فرد یا اجتماع رخ داده باشد می‌تواند تاثیر متقابلی روی دیگری بگذارد و این انقلابات و تاثیرات متقابل در تاریخ آن‌قدر بسیار است که ترجیح می‌دهم از ذکر مثال خودداری کنم. اما یکی از این انقلاب‌های درونی که دوست دارم به آن اشاره کنم، اتفاقی است که برای "ادواردو آنیلی" می‌افتد و منجر به مسلمان شدن او می‌شود. داستان خیلی ساده است و ادواردو ماجرا را خود این‌گونه نقل می‌کند: ((در نیویورک که بودم یک روز در کتاب‌خانه قدم می‌زدم و کتاب‌ها را نگاه می‌کردم، چشمم افتاد به قرآن. کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده است. آن‌را برداشتم و شروع کردم به ورق زدن و آیاتش ر ا به انگلیسی خواندم. احساس کردم که این کلمات، کلمات نورانی است و نمی‌تواند گفته‌ی بشر باشد. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم، آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می‌فهمم و قبول دارم.))

در دنیای امروز، انسان‌های بسیاری هستند که پس از تحقیق درباره‌ی یک دین آن را نسبت به ادیان دیگر کامل‌‌تر تشخیص می‌دهند و آن را انتخاب می‌کنند. اما آن‌چه مسلمان شدن ادواردو را از دیگران متمایز می‌کند، توجه به موقعیت و شرایطی است که او در آن می‌زیسته. ادواردو آنیلی فرزند سناتور جیووانی آنیلی است که یکی از ثروتمندترین مردان ایتالیا و جهان بود. آنیلی‌ها مالک کارخانجات اتومبیل‌سازی فیات، فراری، لامبورگینی، لانچیا، آلفارمو و ایوکو هستند. هم‌چنین دو روزنامه پرتیراژ و مطرح ایتالیا یعنی لاستامپا و کوریره دلاسرا متعلق به این خانواده بوده و لازم به ذکر است که باشگاه اتومبیل‌رانی فراری و باشگاه فوتبال یوونتوس نیز از دارایی‌های این خانواده به شمار می‌رود و البته شرکت‌ها و بانک‌های متعدد دیگری نیز وجود دارند که آنیلی‌ها از سهام‌داران اصلی آن به شمار می‌روند. درآمد خانواده آنیلی را سالانه سه برابر درآمد نفتی ایران تخمین زده اند. قدرت و نفوذ این خاندان به حدی است که به آن‌ها لقب خاندان پادشاهی ایتالیا را داده‌اند. و ادواردو تنها وارث تمام این دارایی‌ها به شمار می‌رفت.

ادواردو دارای تحصیلات آکادمیک نیز بود. وی تحصیلات مقدماتی خود را در ایتالیا گذراند و سپس به کالج آتلانتیک انگلستان رفت و بعد از آن نیز راهی ایالات متحده شد و از دانشگاه پرینستون موفق به اخذ درجه دکترا در رشته فلسفه و ادیان شرق شد. و نکته قابل توجه درباره‌ی او نیز همین‌جاست. ادواردو در اوج شهرت و ثروت و علم دست به چنین کاری می‌زند. او می‌توانست شب زنده‌داری‌هایش را به جای گذراندن با مطالعه‌ی قرآن در دیسکوها و کازیوها بگذراند و این همان جایی است که باید توقف کنیم. همین نکته است که باعث می‌شود که جای‌گاه "ادواردو" را از یک "شخص" به یک "اندیشه" ارتقا دهیم. من، اسم این‌جور آدم‌ها را می گذارم "مصطفی". مصطفی یعنی "برگزیده". ادواردو یک آدم فقیر و بی‌سواد و عامی نبود. بلکه موقعیتی کاملا خاص داشت که شاید ایده‌آل‌ترین زندگی "این جهانی" را شامل می‌شد. او آن‌قدر در انتخاب خود مطمئن می‌شود که تهمت، تحقیر، تحریم و انزوا را بر پول و شهرت و خوش‌گذرانی ترجیح می‌دهد و به یقین این انتخاب کسی که در بهترین دانشگاه‌های دنیا درس خوانده و به اکثر نقاط دنیا نیز سفر کرده و برخاسته از خانواده‌ای کاملا متمول است، بسیار جای بحث و تامل دارد.

دکتر ادواردو آنیلی در مصاحبه خود با روزنامه مانیفست نظریات جالبی را مطرح می‌کند: ...من انتخابم را انجام داده‌ام و تصمیم گرفته‌ام راه دیگری را انتخاب کنم. ولی باید نکته‌ای را بگویم. زمانی که ما در آن زندگی می‌کنیم، دوران انحطاط ارزش‌هاست. تنها هدف و اسطوره، پول جمع کردن است. پول‌پرستی بسیار بدتر از مواد مخدر است. ما همه از رواج مواد مخدر در میان جوانان نگرانیم. ولی متوجه نیستیم که به سمت دنیایی می رویم که اساس آن بر پایه‌ی مقدار حساب بانکی اشخاص پایه‌ریزی شده. اما همه این‌ها رو به پایان است و به اعتقاد من در آینده بعد از یک شبه رنسانس وارد عصری می شویم که دیگر بر پایه خردگرایی و تجربه‌گرایی دکارت نیست. ما نباید فراموش کنیم که استثمار انسان‌ها در طبیعت مقدمه‌ای برای بهره‌کشی انسانی از انسان دیگر است. درست نیست صنعت اتومبیل‌سازی که وظیفه‌اش زندگی دادن به میلیون‌ها خانواده است برعکس آن عمل کند. به اعتقاد من، پول باید وسیله باشد، نه هدف.

ادواردو "برگزیده" شده بود برای یادآوری برخی نکات فراموش شده در دنیای معاصرش. او به فراست پی به بحران پول‌پرستی و مصرف‌گرایی برده بود. وی حتی لوکا گائتانی لاواتلی، فرزند صاحب بزرگ‌ترین کارخانه مشروب سازی در ایتالیا را نیز مسلمان شیعه کرده بود که البته لوکا نیز به طرز مشابهی در سال 2006 کشته شد و به شهادت رسید. ادواردو یک "مدل جدید" بود برای زندگی در دنیای پیش رو و یک مثال نقض برای دنیای معاصر.

 

*شنبه‌ای که گذشت (24 آبان) برابر با هشتمین سال‌گرد شهادت ادواردو آنیلی بود...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 23:59  توسط م.زمانه  |