|
نگاهی گذرا به دین، فرهنگ، هنر و جامعه
|
دیگر صدای امواج برایت دلپذیر نخواهد بود، اگر تمام بعد از ظهر یک روز زمستانیات را درباره الی فکر کرده باشی. و چه همدلی باشکوهی است میان تو که بر روی زمین و موکتهای سالن نشستهای و آنها که روی صندلی نشستهاند و آنها که در انتها و گوشههای سالن روی شصت پا ایستادهاند! در تمام مدت نمایش فیلم پابهپای بازیگران میرقصی و پانتومیم بازی میکنی و بیمناک و امیدوار میشوی و البته بغض میکنی.
درباره الی فیلم فوقالعادهای است. بیشک بزرگنمایی نخواهد بود اگر بگوییم خود ِ زندگی است و بوی سینما میدهد. انگار کارگردان، دوربینها را کار گذاشته و بازیگران را به حال خود رها کرده، بس که روان بازی می کنند. مجموعهای از بازیهای درخشان در درباره الی به نمایش گذاشته شده است. از مانی حقیقی که غافلگیرتان میکند تا شهاب حسینی و آن آرامش همیشگی در چهره اش –که انگار در اینجا با چاشنی نوعی معصومیت به اوج خود میرسد- و گلشیفته فراهانی که دستکم به من ثابت کرد که میتواند خودش را تکرار نکند و همچنین صابر ابر که به خوبی از ایفای نقش یک عاشقپیشه رکبخورده برمیآید. دوربین روی دست به خوبی حس فیلم را به تماشاگران منتقل میکند و همه تماشاگران فیلم هم جزو بازیگران آن می شوند در تمام صحنههایی که دلهره می گیرند و نگران میشوند و دوست دارند که مانع غرق شدن کودک شوند. در همه لحظاتی که مانند بازیگران فیلم به دنبال توجیهی برای ناپدید شدن الی میگردند و آنجا که درمییابند "همیشه یک پایان تلخ، بهتر از یک تلخیه بی پایانه" و البته در پایان فیلم دچار تلخی آن میشوند.
اما محاسن درباره الی به همینجا ختم نمی شود. نوع پرداختن به روابط اجتماعی حاکم نیز کاملا واقعی و بدون اغراق است. وقتی در هنگام موقعیتهای سخت به دنبال مقصری غیر از خود میگردیم و البته دلایلی ابلهانه نیز مییابیم و دوست داریم که آن را باور کنیم، به خوبی خصلت فرافکنی در میانمان نمایان می شود. به خصوص پرداختن به مفهوم "قضاوت" و مخصوصا قضاوت درباره دیگران (به طور نمادین درباره الی) که انگار حتی حقوقدانان نیز از آن عاری نیستند! برخوردهای زنانه و خالهزنکی که همیشه با سادگی همراه است و احساساتی شدن حتی در مواقعی که دیگر کار از کار گذشته و همینطور پرداختن به قضیه عشقهای یکطرفه که با وارد شدن صابر ابر به داستان مطرح می شود که نه دلمان میآید علیرضا را مقصر عشق یک طرفهاش بدانیم و نه میتوانیم الی را برای کاری که کرده است شماتت کنیم. و البته صحنه پایانی فیلم به همراه موسیقی محزون آن که همه در حال درآوردن اتومبیل از شنهای کنار ساحل هستند و این معنا که زندگی هنوز ادامه دارد اما تو دوست داری قصه و غصه برای همه به همینجا ختم شود و به پایان برسد اما چه میشود کرد که داغی که الی بر دلها مینشاند بیپایان است و زندگی ادامه دارد.
در نهایت امیدوارم که درباره الی برای عموم اکران شود. چرا که ارزش سینمایی بسیار بالایی دارد. و فقط میخواهم به اصغر فرهادی دست مریزاد بگویم و این که پایان تلخ درباره الی، تلخی بیپایانی را بر دلم نشانده است.