تبليغاتX
:: زمانه :: - عشق است استقلال
نگاهی گذرا به دین، فرهنگ، هنر و جامعه

اگر چه گاهی شدید و گاهی ضعیف بوده اما وجودش را نمی‌توانم انکار کنم! فوتبال همیشه در زندگی ام جریان داشته. و با یک حساب سرانگشتی باید بگویم که بیش‌تر از صد بازی استقلال را از نزدیک و در ورزش‌گاه آزادی تماشا کرده‌ام. چند روز پیش که با مهدی شیخ رفته بودیم برای تماشای بازی استقلال و ام‌صلال، داشتم به این فکر می‌کردم که خاطره انگیزترین بازی برای من کدام بوده است؟ و باز مثل همیشه به این نتیجه ‌رسیدم که بازی استقلال و دالیان چین در نیمه نهایی جام باشگاه های آسیا برایم از همه به یاد ماندنی‌تر بوده.
زمان برگزاری مسابقه، یک یا دو روز بعد از عاشورا بود و به همراه این آقا و چند نفر دیگر رفتیم استادیوم. روی سکوهای ورزش‌گاه تعداد زیادی از کسانی که برای تماشای بازی آمده بودند را می‌شد با لباس‌های مشکی دید و در هر گوشه ورزش‌گاه پرچم‌هایی که ذکرهای متبرکی روی آن‌ها حک شده بود خودنمایی می‌کردند. تماشاگران هربار که قصد تشویق تیم را داشتند ابتدا چند باری ذکر "یاحسین" را می‌گفتند و بعد دست به تشویق استقلال می‌زدند!خلاصه این که ورزش‌گاه فضای متفاوتی را تجربه می‌کرد.
در آن سال رضا شاهرودی هم در تیم دالیان بازی می‌کرد. هیجان بسیار بالایی وجود داشت و مسابقه در وقت قانونی سه-سه تمام شد و گل طلایی باید برنده را مشخص می‌کرد. هیجان به اوج رسیده بود و سرانجام گل "طلایی" استقلال را علی موسوی به ثمر رساند و استقلال فینالیست شد. برای اولین و آخرین بار در ورزش‌گاه آزادی گریه‌ام گرفت.اگرچه استقلال در فینال برابر تیم ژاپنی شکست خورد و قهرمان نشد ولی آن بازی را هرگز فراموش نمی‌کنم!
اما استقلال عزیز دیروز به حقش رسید و قهرمان شد. امسال برخلاف سال‌های گذشته بازی‌ها را با جدیت بیشتری پی‌گیری می‌کردم و خوشحالم که فصل رویایی استقلال با قهرمانی دراماتیکش همراه شد. جان به لب شدم تا بازی تمام شد. خیلی وقت بود که دچار استرس با چنین شدتی نشده بودم. خلاصه این که توی این روز‌ها که روزگار و زمانه چندان مساعد نیستند، فوتبال دل‌خوش‌کنک بدی نیست!

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 23:59  توسط م.زمانه  |